نویسنده: آوا
شنبه ۳۰ خرداد
اون قدر ديده هاي بد و خبرهاي بد شنيدم، كه نمي دونم چي بنويسم …
_________________
از زن چادري اي كه از بانك بيرون مي اد ، و قبض بانك رو به گارد ويژه نشون مي ده اما سرباز غير ايراني كه زبون نمي فهمه ، با باتوم و سپس لگد بهش مي زنه تا خون جاري می شه
از دختر سر به زيري كه در كوچههاي منتهي به آزادي فرياد مي زده “دارم مي رم خونه مون” ولي بسيجي با باتوم سپس با لگد به سينه و شكمش ميزنه
از دست هاي زخمي و شكسته ي يك پير مرد بسيار پير
از سر به گوني كردن و با باتوم و سيم زدن يك جوان
از فرياد هاي الله اكبر مردم در خيابان هاي اطراف و تعقيب و كتك آن ها
از باتوم خوردن يك پسر با تي شرت سبز در پارك لاله
از كتك خوردن زنان و دختران حتي كودكان!!! با باتوم …
از باتوم خوردن جمعيتي كه از ايستگاه متروي انقلاب خارج مي شدند ، اعم از دختران و پسران
از ابتداي جمعيت كه با سكوت و علامت پيروزي آغاز شده ، اما با شروع كتك زدن به مردم به فرياد هاي “الله اكبر” تبديل شده
از صحنه هاي تعقيب و گريز پليس و مردم عادي
از تعداد زياد گاز اشك آوري كه در اون منطقه زده بودند و سوزش صورت هاي مردم تا ساعت هاي متوالي ، و پرتاب گاز اشك آور جلوي پاي زني كه كودكي در كالسكه و كودكي به همراه مي برده
از يك وانت، كه سوارانش جوان هايي بودند كه فرياد ميزدن “ما بچه هاي تهرون راي نداديم به ميمون” ،”دولت جنايت مي كنه رهبر حمايت مي كنه” ، و پياده كردن و باتوم زدن به اون ها … كه در نهايت، يكي از پليس ها اسلحه و باتوم خودش رو به زمين مي زنه و گريه مي كنه كه ” ما هم از همين مردميم” ….
از فرياد هاي الله اكبر، كه امشب تعدادش خيلي بيشتر شده بود ، و شعار هاي تازه ، به مقامات بالاتر هم بهش اضافه شده .
از بسيجي هاي كم سني كه بر سر راه خيابان ها گذاشتن تا ماشين هاي عبوري رو چراغ قوه بندازن و بازرسي كنن .
از تمام طول خيابان انقلاب كه به فاصله يك متر يك متر ، باتوم به دست ايستانده بودند . گارد سه نوع بود :
1- گارد ويژه بسيار قوي هيكل غير ايراني با لباس مشكي و انواع سپر و وسايل سوار بر موتور و وانت
2- پليس هاي نيروي انتظامي با اسلحه و با توم
3- بسيجيان كه با لباس شخصي خيلي مندرس و ابتدايي با چهره هاي روستايي يا كم سن يا بي سواد يا پير مرد بودن و بهشون باتوم و جليقه پلنگي داده بودند …
كه اين دسته سوم به خاطر چهره هاي غير عادي و ابتدايي شون ، و تعداد زياد شون، كه مردم ابتدايي دور افتاده اي رو مي نمودند، كه به تعداد زياد بهشون باتوم داده بودن، تا سراسر خيابون رو پر كنن ، حيرت مردم رو بر انگيخته بود
———————–
دسته هاي بزرگ صد تايي اين موتور سوار هاي بسيجي در وليعصر همراه هم ويراژ مي دادن تا مردم رو بترسونن و متفرق كنن ، تمام راههاي منتهي به انقلاب و آزادي بسته و مملو از جمعيت پياده عادي بود .