آرشیو برای ژوئن 21, 2009

پليس هم گريه مي كند!

نویسنده: آوا

شنبه ۳۰ خرداد

اون قدر ديده هاي بد و خبرهاي بد شنيدم، كه نمي دونم چي بنويسم …

_________________

از زن چادري اي كه از بانك بيرون مي اد ، و قبض بانك رو به گارد ويژه نشون مي ده اما سرباز غير ايراني كه زبون نمي فهمه ،‌ با باتوم و سپس لگد بهش مي زنه تا خون جاري می شه

از دختر سر به زيري كه در كوچه‌هاي منتهي به آزادي فرياد مي زده “دارم مي رم خونه مون” ولي بسيجي با باتوم سپس با لگد به سينه و شكمش مي‌زنه

از دست هاي زخمي و شكسته ي يك پير مرد بسيار پير

از سر به گوني كردن و با باتوم و سيم زدن يك جوان

از فرياد هاي الله اكبر مردم در خيابان هاي اطراف و تعقيب و كتك آن ها

از باتوم خوردن يك پسر با تي شرت سبز در پارك لاله

از كتك خوردن زنان و دختران حتي كودكان!!! با باتوم …

از باتوم خوردن جمعيتي كه از ايستگاه متروي انقلاب خارج مي شدند ، اعم از دختران و پسران

از ابتداي جمعيت كه با سكوت و علامت پيروزي آغاز شده ، اما با شروع كتك زدن به مردم به فرياد هاي “الله اكبر” تبديل شده

از صحنه هاي تعقيب و گريز پليس و مردم عادي

از تعداد زياد گاز اشك آوري كه در اون منطقه زده بودند و سوزش صورت هاي مردم تا ساعت هاي متوالي ، و پرتاب گاز اشك آور جلوي پاي زني كه كودكي در كالسكه و كودكي به همراه مي برده

از يك وانت، كه سوارانش جوان هايي بودند كه فرياد ميزدن “ما بچه هاي تهرون راي نداديم به ميمون” ،”دولت جنايت مي كنه رهبر حمايت مي كنه”  ،  و پياده كردن و باتوم زدن به اون ها … كه در نهايت،‌ يكي از پليس ها اسلحه و باتوم خودش رو به زمين مي زنه و گريه مي كنه كه ” ما هم از همين مردميم” ….

از فرياد هاي الله اكبر، كه امشب تعدادش خيلي بيشتر شده بود ، و شعار هاي تازه ، به مقامات بالاتر هم بهش اضافه شده .

از بسيجي هاي كم سني كه بر سر راه خيابان ها گذاشتن تا ماشين هاي عبوري رو چراغ قوه بندازن و بازرسي كنن .

از تمام طول خيابان انقلاب كه به فاصله يك متر يك متر ،‌ باتوم به دست ايستانده بودند .  گارد سه نوع بود :

1- گارد ويژه بسيار قوي هيكل غير ايراني با لباس مشكي و انواع سپر و وسايل سوار بر موتور و وانت

2- پليس هاي نيروي انتظامي با اسلحه و با توم

3- بسيجيان كه با لباس شخصي خيلي مندرس و ابتدايي با چهره هاي روستايي يا كم سن يا بي سواد يا پير مرد بودن و بهشون باتوم و جليقه پلنگي داده بودند …

كه اين دسته سوم به خاطر چهره هاي غير عادي و ابتدايي شون ، و تعداد زياد شون، كه مردم ابتدايي دور افتاده اي رو مي نمودند، كه به تعداد زياد بهشون باتوم داده بودن، تا سراسر خيابون رو پر كنن ، حيرت مردم رو بر انگيخته بود

———————–

دسته هاي بزرگ صد تايي  اين موتور سوار هاي بسيجي  در وليعصر همراه هم ويراژ مي دادن تا مردم رو بترسونن و متفرق كنن ، تمام راههاي منتهي به انقلاب و آزادي بسته و مملو از جمعيت پياده عادي بود .

یک نظر بنویسید

چه کسی تهران را به خشونت کشید

موج سوم
رفتار غیرمسئولانه نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی بود که تجمع روز شنبه در میدان انقلاب و خیابان آزادی را به خشونت کشید.

در دو روز اخیر دبیر شورای امنیت کشور و فرمانده نیروی انتظامی دست به تهدید میرحسین موسوی زدند و او و حامیانش را مسئول اغتشاشات و تبعات آن معرفی کردند. مقامات دولتی و نزدیکان احمدی نژاد نیز ادعا کردند که مهندس موسوی مسئول اتفاقات این روزها در خیابان‌هاست و حامیان او باعث بروز بحران در سراسر کشور شده‌اند.

صدا و سیما هم مدام اخبار و مواضعی را منعکس کرده که همین موضوع را وانمود می‌کند و خبرهایی داریم که در بولتن‌های نظامی و تحلیل‌هایی که برای مراجع عظام و ائمه محترم جمعه سراسر کشور ارسال می‌شود نیز همین ادعا به چشم می‌خورد.

این یادداشت بنا نیست طولانی شود. تنها می‌خواهم دو سؤال درباره این ادعای گزاف بپرسم، یک نتیجه بگیرم و یک تقاضا برای مراعات انصاف مطرح کنم.

سوال اول: در روز دوشنبه 25 خرداد که راهپیمایی باشکوه حامیان موسوی در مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی برگزار شد، تا قبل از لحظه‌ای که تحریک دو عنصر بی‌مسئولیت باعث بروز درگیری در محل یک پایگاه بسیج در خیابان محمدعلی جناح شد، آیا خونی از بینی کسی جاری شده بود؟ آیا کسی از حامیان میلیونی موسوی خدای‌نکرده شعاری علیه نظام یا رهبری سر داد؟ آیا غیر از راهپیمایی مسالمت‌آمیز که طبق قانون اساسی مجاز است، عملی برخلاف قانون از راهپیمایان سر زد؟

سؤال دوم: در روزهای سه شنبه، چهارشنبه و پنجشنبه که حامیان موسوی در ساعات بعدازظهر در محل‌های از پیش تعیین شده به تجمع و راهپیمایی پرداختند، آیا قطره‌ای خون بر زمین ریخت؟ آیا جایی یا چیزی به آتش کشیده شد؟ آیا به اموال عمومی آسیب رسید؟ و آیا جز این بود که وقتی معترضان دیدند شعارهای آنها ممکن است باعث تحریک طرف مقابل شود و بهانه به دست خشونت‌طلبان بدهد، از شعار دادن هم صرف‌نظر کردند و برای اولین بار راهپمایی سکوت را به عنوان یک حرکت مدنی تجربه کردند؟

نتیجه‌گیری: عامل و باعث خشونت، اعتراض حامیان موسوی به انتخابات قلابی نیست، راهپمایی در خیابان‌های شهر هم نیست. ریشه خشونت‌های روز شنبه را باید در تفاوت روزهای سه شنبه، چهارشنبه و پنجشنبه با روز شنبه جست‌وجو کرد. این تفاوت، چیزی نبود جز دخالت و رفتار غیرمسئولانه نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی. آنها بودند که تجمع روز شنبه در میدان انقلاب و خیابان آزادی را به خشونت کشیدند، نه حامیان موسوی. اگر آنها دخالت نمی‌کردند، اعتراضات در روز شنبه هم مانند هفته قبل به صورت آرام برگزار می‌شد. همین حالا هم اگر دخالت نکنند، از حامیان موسوی کسی اهل خشونت نیست.

تقاضا: انصاف هم چیز خوبی است. از قول مولا علی در عهدنامه مالک اشتر خطاب به دولتمردان و مقامات باید گفت: با خدا و خلق خدا و با نزدیکانتان و با همه مردم انصاف بورزید. مگر حامیان موسوی چه می‌خواهند؟ آیا جز این است که جمعیت سه میلیونی روز 25 خرداد معتقد بودند و هستند که نتیجه‌ی انتخابات چیزی غیر از رای ادعایی 24 میلیونی و سهم ادعایی 63 درصدی احمدی نژاد است؟ چرا نمی‌گذارید این کسانی که حداقل طبق آمار تقلبی خودتان یک سوم رای‌دهندگان هستند، به همین اندازه از رسانه ملی بهره‌مند شوند؟ چرا این «حداقل یک سوم ملت» باید صبح و شب از رادیو و تلویزیون علیه خود حرف بشنوند؟ چرا حق برگزاری راهپمایی‌ها و اجتماعات قانونی را ندارند و وقتی بخواهند از این حق بهره‌مند شوند، جوابشان باتوم و گاز اشک‌آور است؟ چرا انصاف ندارید؟

(3) دیدگاه

بازداشت‌شدگان روزهای اخیر تحت فشار و شکنجه برای انجام اعترافات ساختگی

موج سوم
درحالی که طی چند روزگذشته همه چشم ها به سوی تجمعات خیابانی و خشونت های نیروهای لباس شخصی و بسیجی دوخته شده است، برخی منابع از فشاربی سابقه بر روی برخی از چهره های سرشناس اصلاح طلب در زندان اوین داده اند.

به گزارش «موج سوم» به نقل از روزآنلاین، طی روزهای گذشته تلفن بندهای مختلف زندان اوین قطع شده و  زندانیان دستگیر شده طی روزهای گذشته هیچ تماسی با خانواده های خود نداشته اند.  مهدیه محمدی همسر احمدزیدآبادی به روز گفت که طی پنج روز گذشته هیچ خبری از همسرش ندارد و نمی داند که چه بر سر وی آمده است.  دیگر فعالان سیاسی نیز هیچ تماسی با خانواده های خود نداشته اند و معلوم نیست که در کجا نگهداری می شوند.  به علاوه تا کنون هیچ اتهام رسمی به افراد زندانی وارد نشده و مشخص نیست که آنها دقیقا به چه جرمی دستگیر شده اند.

دستگیری های یاد شده که روز به روز دامنه آن گسترده تر می شود، همزمان با آن آغاز شد که خبرگزاری فارس در اویل شمارش آرا از ضرورت یک جراحی در نظام” پس از پیروزی محمود احمدی نژاد خبر داد.  این در حالی است که نشریه ارگان سیاسی سپاه پاسداران و روزنامه کیهان، از پیش از برگزاری انتخابات از ضرورت سرکوب اعتراضات خیابانی کسانی سخن گفت بودند که این نشریات پیش بینی می کردند با هدایت دشمنان خارجی نظام معترض نتایج انتخابات باشند.

آیت الله خامنه ای نیز در خطبه های نماز جمعه اخیر خود به  تاکید در خصوص انقلاب های مخملی سخن گفت و تجمعات مردمی به نتایج انتخابات را به کشورهای بیگانه نسبت داد که به عقیده ناظران حکایت از آن داشت که خط بازجویی ها در زندان اوین بر همین مبنا صورت خواهد گرفت.

به گزارش یک منبع موثق مصطفی تاج زاده، محسن امین زاده و عبدالله رمضان زاده که بارها از سوی رسانه های محافظه کار متهم به ایجاداغتشاش و یا تشویش اذهان عمومی درمناسبت های مختلف شده بودند فشار بسیار سختی را درزندان تحمل می کنند. براساس اظهارات این منبع، فشار بر روی آنها برای واداشتن شان به اعتراف در  این مورد است که اعتراضات خیابانی روزهای گذشته با رهبری آنها صورت گرفته و به علاوه نه حرکتی خودجوش، بلکه برنامه ای از پیش طراحی شده بوده است.

روزنامه کیهان در سرمقاله بعد از سخنان رهبری خود نوشت: “دشمنان بيروني و غفلت زدگان داخلي و برخي از آلودگان بدسابقه نيز بايد پنبه ابطال انتخابات را كه اهانت به مردم، خيانت به اسلام، دشمني با جمهوريت و نظام و همراهي با دشمنان است از گوش خويش خارج كنند ، آرامش مردم شريف و شيريني حضور حماسي و ۴۰  ميليوني آنان را براي رسيدن به جيفه حقير مادي و گروهي خود بر هم نزنند كه ادامه ماجرا به نفع آنها نيست. زيرا در عصر كنوني كه عصر خميني (ره)  است، ديگر علي (ع)  تنها نيست و به جاي درد دل با چاه بي زبان و ساكت نخلستان هاي كوفه با مردان و زنان پاكباخته و پا به ركاب ولايت سخن مي گويد و همه جا از او به يك اشاره است و از عاشقان سينه سرخ به سردويدن”.

خانواده های دستگیر شده روز گذشته در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند و نسبت به بی خبری از وضعیت عزیزان خود اعتراض کرده اند.

یک نظر بنویسید

ندا! سلام مرا برسان به ابرها به خدا


نویسنده: آوا

ندا ، بلند ترين روز سال بود

آفتاب گرفته بود و همه چيز را مي ديديم …

مي ديديم چگونه چوب بر دست و سازماندهي شده ، سراسر خيابان ها را پوشانده بودند … ما پاي بر زمين و دست خالي راه مي رفتيم

ديديم چگونه سياه پوش و زره پوش ، با موتور سواري دسته جمعي شان ، مي تاخنتد … قوي هيكلاني  از نژادي ديگر، ترسناك و مخوف !

ما بي خيال،‌ و نگران از راي كاغذي مان ، در ميانشان قدم مي زديم

ما را مي لرزاندند ، پليس ها ، تفنگ به دست ها ،  باتوم به دست هايي هزاران ، و حتي ابتدايي ياني كه از دور دست ها به شهر آورده شده و چماق داده شده !!!

موتور سواران همه چيز داشتند! ، ما  روباني سبز داشتيم ! كه از ترس در جيب هايمان فرو برده بوديم

كنار هم قدم مي زديم…  مي تاختند! …. سريع و وحشت آور …. دسته اي مي شديم الله اكبر مي گفتيم ، حمله مي كردند ، كتك مي خورديم و فرار مي كرديم و جا مي مانديم و زخمي مي شديم

در خانه هايي كه پنهان مي شديم ، خانه ها را باتوم و تير مي زدند ، شيشه ها ي همسايه ها را نيز شكستند موتورسواران و زره پوشان و با باتوم در را هم شكستند و صاحبخانه ها را هم باتوم زندند

ندا ما بر گشتيم به خانه هايمان …. زخم خورده و له شده …. كفش هاي نازكمان ،‌پاره ، …تو بر نگشتي ، تو و ديگراني كه نامشان را نمي دانم …

تو و ديگراني كه از بيمارستان هاي رعب آور نيز هراسناك شده بوديد ، زخم خورده فرار كرديد … به هيچ كجايي كه پناه نداشتيد

بلند ترين روز سال غروب شد ، صفحه تلوزيون گفت :  ”پليس چماق نداشت! ، باتوم نداشت! ، تير و تفنگ  نداشت!” … در آفتاب  ما ديديم !!!  سلام مرا برسان به ابرها ، و به خدا ، كه كنار ما ، اين ها را ديد … به خدا ، كه حرف هاي تلوزيون را باور نمي كند  … و جاي پنهان شدن روبان سبز كوچك را در جيبمان مي بيند

فردا ، ‌بي تو ، من و ما ،‌ به كجا مي رويم …. ؟

(3) دیدگاه

طرح پویشیاری شماره ۲۹: فردا ۵ تا ۷ عصر، مراسم شام غریبان سبز شهدا و حرکت ماشین‌ها و عابران با چراغ و شمع روشن

بیست و نهمین طرح پویشیاری «موج سوم» با عنوان طرح برگزاری مراسم شام غریبان شهدا و حرکت ماشین‌ها و عابران با چراغ و شمع روشن اعلام شد.
در این طرح که پس از لغو مجوز برگزاری راه‌پیمایی حامیان موسوی اعلام شده از عموم پویشگران «موج سوم» و تمامی حامیان موسوی خواسته شده است تا برای گرامیداشت یاد و خاطره شهدای روزهای اخیر و نیز پیرو اعتراضات مدنی و قانونی خود به نتایج انتخابات دهم، در حرکتی کاملا صلح‌آمیز، فردا(دوشنبه)، سی‌و‌یکم خردادماه از ساعت ۵ الی ۷ بعدازظهر با ماشین‌های خود در خیابان‌های اصلی تهران حاضر شوند و به نشان گرامیداشت یاد و خاطره شهدای روزهای اخیر چراغ‌های ماشین خود را به مدت دو ساعت روشن بگذارند. همچنین در این طرح از عابران محترم که دسترسی به وسایل نقلیه شخصی هم ندارند خواسته شده است با در دست داشتن شمع‌‌های سیاه که حتی‌الامکان با روبانی سبز آراسته شده است و همچون اعتراضات مدنی روزهای پیش از این، به خیابان بیایند و در سکوت، مراسم شام غریبان شهدای مظلوم حوادث اخیر را برگزار کنند.

پویش «موج سوم» ضمن محکوم نمودن حملات وحشیانه اخیر به هم‌وطنان عزیزمان که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی در تهران و شهرستان‌ها گردید، از همه پویشگران و حامیان موسوی درخواست موکد دارد که ضمن رعایت کلیه موازین قانونی و با حفظ کامل آرامش در مراسم سوگ عزیزان شهید حاضر شوند و با هوشمندی خود از بروز هرگونه خشونت احتمالی خودداری کنند تا بهانه به دست شورشگران و قانون‌شکنان و حامیانشان داده نشود.

یک نظر بنویسید

بیانیه هسته مرکزی پویش«موج سوم» در اعتراض به بازداشت غیرقانونی دو تن از اعضای این پویش

به گزارش «موج سوم» متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

ایران‌زمین، این روزها ایام سختی را از سر ‌می‌گذراند. فرزندان حق‌طلب و آزادی‌خواه این مرز و بوم که دغدغه‌ای جز ایرانی آباد و آزاد در سر نمی‌پروراندند در پی اقدامی که به حق می‌توان آن را کودتا نام نهاد، دستگیر، مخفی و یا حتی کشته‌ شده‌اند. از میان پویشیان، پویش حمایت از خاتمی و موسوی «موج سوم»، محمدرضا جلا‌ئی‌پور، سخنگوی پویش و عماد بهاور، عضو هسته مرکزی این پویش، بدون رعایت تشریفات قانونی دستگیر شده‌اند و با وجود پیگیری‌های مکرر از سرنوشت آنان اطلاع موثقی در دست نیست.  جرم اینان رونق بخشیدن به انتخاباتی است که حاکمان شرکت مردم در ان را تایید نظام دانستند اما هرگونه اعتراض مدنی و صلح‌طلبانه همین شرکت‌کنندگان در انتخابات به سلامت انتخابات را به شکلی سبوعانه و غیرمدنی سرکوب‌ کرده‌اند. آتش گشودن و کشتن مردم بی دفاع در خیابان‌ها، دستگیری شبانه و ضربتی فعالان سیاسی، حقوق بشری و مدنی، بستن غیرقانونی تمام مجاری اطلاع‌رسانی منتقدان، تهدید و ارعاب مردم معترض و مواردی دیگر از این دست همه و همه از سوی کسانی انجام می‌شود که رای ۴۰ میلیونی مردم را تایید خود قلمداد می‌کنند. اینان گویی از خود نمی‌پرسند حکومتی که تایید چنان بخش عظیمی از مردم را پشت سر خود داشته باشد چه نیازی به توسل به آدم‌کشی، دستگیری، انحصار مجاری خبری، تهدید و ارعاب برای بقای حکمرانی خود دارد، شیو‌ه‌هایی که بیشتر به روش حکومتی شبیه است که اعتماد اکثریت مردم خود را از دست داده است  و برای بقای خود هر کاری را مباح می‌شمارد. با خود می‌اندیشیم نکند مقصود حاکمیت از «مردم» صرفا کسانی باشد که هنوز مشی حاکمان را تایید می‌کنند، نکند در قاموس حاکمان تنها مؤیدان مردمند و دیگران، دشمن و اوباش و خس و خاشاکند؛ که اگر اینگونه باشد این جز منطق استبدادیان، که پایشان چوبین بود، نیست.

اکنون از حاکمان امر می‌خواهیم که از به خاک و خون کشیدن، دستگیری و ارعاب فرزندان دلسوز این مرز و بوم، همانان که درد وطن آنان را از عافیت‌طلبی بازداشت و به خطر کردن کشاند،  دست بردارند و همراه با دیگر دربندان بیگناه این روزها، دو دوست پویشگر ما، محمدرضا جلائی‌پور و عماد بهاور را، که جرمی جز وطن‌دوستی و اصلاح‌طلبی ندارند، آزاد کنند. سمیه توحیدلو، دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه تهران نیز علیرغم عدم عضویتش در هسته مرکزی پویش موج سوم همواره یاریگر حامیان موسوی در عرصه انتخابات بوده است و اکنون بیش از یک هفته است که در بازداشت به سر می‌برد. آزادی زودهنگام ایشان نیز از مطالبات ماست که آن را توسط مجاری قانونی پیگیری خواهیم کرد.

خدای را در این روزهای اضطرار می‌خوانیم تا انان را که مظهر کلمه عدل اویند، پناه و پشتیبان باشد.

و سیعلموا الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

هسته مرکزی پویش حمایت از خاتمی و موسوی «موج سوم»

یک نظر بنویسید

آخرین گزارش ها از بازداشت فعالان سیاسی

مردمک

بنا به آخرین گزارش ها، هادی احتظاظی استاد پیشین دانشگاه و از فعالان ملی- مذهبی همدان از سه روز پیش ناپدید شده و خانواده‌اش از وی بی اطلاع هستند.
به گفته خانواده هادی اختظاظی، پیش از این ماجرا ستاد خبری اطلاعات همدان چند بار خواستار مراجعه وی به این ستاد شده بود.
از سوی دیگر، عبدالمجید معادیخواه خبر از بازداشت فرزندش حسن معادیخواه داده است. معادیخواه وزیر كابینه مهندس موسوی در دهه 1360 بود.
همچنین جبهه مشارکت كه دبیركل آن محسن میردامادی در بازداشت به سر می برد، اعلام كرده است داوود سلیمانی و علی تاجرنیا از اعضای شورای مرکزی این حزب و آقایان تقی پور و نور محمدی از بخش جوانان آن نیز بازداشت شده اند.
بنا به گزارش منابع دیگر، سمیه توحید لو، جواد امام و آقای نیری که در ستادهای انتخاباتی موسوی فعالیت می‌کردند، بازداشت شده اند.
از دیگر افراد بازداشت شده عضو ستاد میرحسین موسوی، علیرضا خوشبخت و زهرا توحیدی هستند. مشخص نیست چه نهادی این دو فعال دانشجویی را بازداشت كرده و آنها در كجا به سر می برند.

ژیلا بنی ‌یعقوب و همسرش بهمن احمدی امویی دو روزنامه نگار سرشناس در چند روز گذشته به زندان افتاده اند.

از سوی دیگر، منابع خبری می‌گویند كه افراد لباس شخصی، کوروش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران را پس از تفتیش خانه‌اش و مصادره کامپیوتر و دست نوشته‌هایش بازداشت کرده و به محل نا معلومی برده ‌اند.

خانواده های روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و دانشجویی بازداشت شده می گویند هیچ اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت آنها ندارند و مقامات مسئول حاضر به پاسخ گویی درباره آن نیستند.

این وضعیت باعث اعتراض برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی شده است كه در نامه ای به محمود شاهرودی، رییس قوه قضائیه خواستار ملاقات با بازداشت شدگان روزهای اخیر و اطمینان از سلامتی آنها شده اند.

هم اكنون شمار زیادی از اعضای احزاب و گروه‌های سیاسی كشور به همراه روزنامه نگاران، فعالان دانشجویی و مردم عادی در بازداشت به سر می برند.

سعید حجاریان، مصطفی تاجزاده، عبدالله رمضان زاده، محسن صفایی فراهانی، بهزاد نبوی، مهدی امین زاده، محمد علی ابطحی، جواد امام، محمد عطریانفر و هدایت الله آقائی نیز در روزهای گذشته بازداشت شده ‌اند.

یک نظر بنویسید

آیت‌الله منتظری و میرحسین موسوی − در سوگ قربانیان

دویچه‌وله

آیت‌الله حسینعلی منتظری سه روز عزای عمومی اعلام کرده است. او مقاومت مأموران در برابر مردم را «حرام شرعی» خوانده است. اعلامیه‌ی شماره‌ی شش میرحسین موسوی نیز در مورد کشته‌شدگان وقایع اخیر است.

بنابر گزارش خبرگزاری‌ رویترز، آیت‌لله منتظری روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه را عزای عمومی اعلام کرده است. در سایت دفتر آیت‌الله منتظری هنوز (تا غروب یکشنبه) اعلامیه‌ی مربوط به این موضوع منعکس نشده است.

آن‌گونه که در سایت «امروز» وابسته به “اصلاح‌طلبان” و تعدادی سایت دیگر آمده است، اعلامیه‌ی آیت‌الله منتظری در مورد کشته‌شدگان وقایع اخیر با ابراز تأسف و تسلیت آغاز می‌شود. سپس در آن می‌آید: «این‌جانب ضمن تسلیت این ضایعه و ابراز همدردی با آحاد داغدار ملت، روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه را عزای عمومی اعلام می کنم و با حمایت قاطع خود از حرکتهای غیرخشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقۀ خود در چارچوب قانون متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام می داند، هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی‌دانم.»

در پایان این بیانیه‌ی کوتاه آمده است که آیت‌الله «هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته» و «حرام شرعی» اعلام می کند.

بیانیه‌ی ششم میرحسین موسوی

سایت “کلمه”، که به میرحسین موسوی وابسته است، در غروب روز یکشنبه (۳۱ خرداد) بیانیه‌ی شماره‌ی ۶ میرحسین موسوی را منتشر کرد. این بیانیه نیز همچون بیانیه‌ی آیت‌الله منتظری، با ابراز دردمندی و سوگواری از «شهادت گروهی دیگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخیر» آغاز می‌شود. بیانیه می‌‌گوید، نه تظاهرکنندگان معترض، بلکه دولتیان قانون‌شکن‌اند که اجازه‌ی تظاهرات مسالمت‌آمیز را نمی‌دهند.

در ادامه‌ی بیانیه آمده است: «این‌جانب به عنوان یک همسوگ همچنان مردم عزیز را به خویشتنداری دعوت می کنم. کشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام میراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود امیدوار باشید و اجازه ندهید کسانی که برای ناامیدی و ارعاب شما می‌کوشند خشمتان را برانگیزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهیز از خشونت پایبند بمانید و چون پدران و مادرانی دل شکسته با رفتارهای نامتعارف فرزندانتان در قوای امنیتی برخورد کنید.»

این بیانیه در پایان نیروهای نظامی و انتظامی را خطاب قرار داده و از آنها خواسته‌ است به روابط خود با مردم لطمه نزنند.

شکل جدید اعتراض

در سایت “کلمه” در روز یکشنبه، علاوه بر بیانیه‌ی شماره‌ی ۶ میرحسین موسوی، این خبر نیز منعکس شده است: « به گزارش خبرنگار “کلمه”  مشاهدات و شنیده‌ها از سطح شهرها حاکی است، مردم تصمیم گرفته‌اند فردا دوشنبه اول تیرماه و از ساعت ۵ تا شش بعد از ظهر و به نشانه‌ی اعتراض و نیز همدردی با شهدای شنبه سی‌ام تیرماه چراغ‌های اتومبیل خود را روشن کنند.»

سایت وابسته به میرحسین موسوی در تفسیر این خبر نوشته است: «به نظر می‌رسد این شیوه‌ی جدید اعتراض در پی ممانعت بی‌سابقه و برخورد شدید نیروهای نظامی و شبه نظامی با مردم باشد.»

(2) دیدگاه

گفت‌وگو با شاهدان عینی از تهران «احساس می‏کردی، این‏جا پادگان است»

رادیو فردا

مریم خرمی

همان‏طور که در جریان هستید، امروز قرار بود راه‏پیمایی به عنوان اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در تهران، در خیابان‏های انقلاب و آزادی برگزار شود. اما این راه‏پیمایی به خاطر برخورد پلیس و نیروهای امنیتی به هم خورد و به خشونت کشیده شد.

ما موفق شدیم یک شاهد عینی را در تهران پیدا کنیم. او از شرایط امروز در خیابان آزادی و خیابان انقلاب برایمان می‏گوید:

‏راه‏ها را بسته بودند. خیلی ترافیک بود. من راهم را پیاده ادامه دادم. بچه‏ها را که می‏دیدم، از قیافه‏شان می‏فهمیدم که می‏خواهند برای راه‏پیمایی امروز بیایند. بیشتر همه تیپ جوان بودند.

چه جور گاردی‏های همه جا را پر کرده بودند؟

گاردی‏های تا میدان انقلاب همه ایرانی بودند. از حرف زدن میان خودشان و قیافه‏شان مشخص بود که ایرانی هستند. اما نزدیک میدان انقلاب، از سر خیابان شانزده آذر به بعد عرب بودند.

چه لباسی تن‏شان هست؟

لباس مخصوص تن‏شان است. در میدان انقلاب همه لباس مخصوص بر تن داشتند.

الان بازم یک عالمه صدا می‏آید. ملت ریخته‏اند توی آزادی.

ریخته‏اند میدان آزادی…

از طریق دوستانم خبر دارم که میدان آزادی خیلی شلوغ است. خانه‏ی یکی از دوستانم سر خیابان «استاد معین» است، می‏گفت که افتضاح بوده. ولی الان، من دارم صدا از خیابان آزادی می‏شنوم.

مردم چه می‏گویند؟

اول، داشتند به صورت خیلی آرام راه می‏آمدند. ولی هنوز جریانات شکل نگرفته بود. چون ساعت چهار نشده بود. ساعت چهار من رسیدم سر رودکی. احساس کردم که جمعیت خیلی بیشتر شده. تا چهار و ربع هم همین‏طور جمعیت بیشتر می‏شد. من منتظر برادرم بودم، آمدم بروم سر خیابان، بایستم تا او بیاید، نمی‏گذاشتند اصلا هیچ کس سرچهار راه بایستد، می‏گفتند: باید بروید. می‏آمدم پایین‏تر، می‏گفتند: «بروید، اگر بهتون شلیک بشه، مسئول آن ما نیستیم».

بعد یک دفعه، جمعیت خیلی زیادتر شد. خواستند جمعیت را از خیابان آزادی به سمت خیابان‏های فرعی ، مثل رودکی، خوش، اسکندری و… منحرف کنند. ملت هم شروع کردن به سر و صدا. چون آن‏ها را می‏گرفتند، می‏زدند. جمعیت شروع کرد به شعار دادن و می‏گفتند: «مرگ بر دیکتاتور» بعد که در ضمن، می‏ترسیدند می‏دویدند، شعار می‏دادند که: «نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم»، «محمود جنایت می‏کند، رهبر حمایت می‏کند»، «ما کشته ندادیم که سازش کنیم»، «تا احمدی‏نژاده، هر روز همین بساطه»، «الله اکبر» را هم که همیشه می‏گویند.

شما تا کجا رفتید؟

تا محجوب بودیم. پایین خیابان رودکی به خیابان آذربایجان می‏رسد و چون از خیابان آذربایجان به خیابان آزادی راه دارد، می‏ترسیدند گاردی‏ها از آنجا حمله کنند. همه در خیابان آذربایجان پا می‏کوبیدند، دست می‏‏زدند و شعار می‏دادند.

کمی که گذشت، گاردی‏ها آمدند جلوتر سمت مردم و با تفنگ‏های‏شان گاز اشک‏آور به طرف مردم پرت می‏کردند. ملت هم شروع کردن به سنگ پرت کردن.

یکی از شعارهایی هم که می‏دادند این بود: «ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین». گارد خیلی زیاد بود، اصلا احساس می‏کردی، این‏جا پادگان است.

چه تیپ آدم‏هایی آمده بودند؟

هم چادری بودند، هم معمولی بودند. این‏جا که ما بودیم، یک بچه را زدند، بچه غش کرد، سرش شکسته بود.

تیراندازی هم شنیدی؟

نه، تیراندازی نبود. یک سری تفنگ دارند که با آن‏ها گاز اشک‏آور به سمت مردم پرتاب می‏کنند، صدای آن‏ها می‏آمد. شنیدم، مردم نزدیک میدان آزادی، طرف‏های استاد معین رفته بودند روی پشت‏بام و شعار الله‏اکبر می‏دادند، تیر مشقی زده بودند. تیر هوایی زدند که ملت پراکنده شوند.

برخوردها امروز، خیلی با روزهای دیگر فرق می‏کرد؟

آره، خُب، روزهای دیگر که از این خبرها نبود!

دوشنبه‏ی هفته‏ی پیش، اول گاردی وجود داشت. از میدان انقلاب تا سر رودکی گارد ایستاده بود، بعد هم ملت خیلی زیادی جمع شدند، اصلا فکر نمی‏کردند که چنین جمعیتی جمع شوند. به خاطر این که قبل از آن جمعیت کم بود. شعار الله اکبر از شعارهایی است که ملت را خیلی دور هم جمع می‏کند، وقتی ملت شروع کردند با شعار الله اکبر رفتن، آن‏قدر جمعیت زیاد شد که آن‏ها از وسط خیابان کنار رفتند و بعد هم ما نفهمیدم که اصلا چی شدند و کجا رفتند.

مردم هیچ مقابله‏ای نکردند. فقط دم دانشگاه شریف، بسیجی‏ها آمده بودند، بچه‏ها را زده بودند. بچه‏ها هم آن‏ها را زده بودند.

امروز، جوان‏ها با هم برنامه و یا قرار دیگری گذاشتند که روز دیگری، دوباره هم‏دیگر را ببینند؟ یا این که فکر می‏کنی امشب همه چیز تمام شد؟

برنامه‏ی امروز را همه می‏دانستند. به خاطر این که، در راه‏پیمایی پنجشنبه، قرار آن را گذاشته بودند.

یک نظر بنویسید

عبدالله مومنی بازداشت شد، مجموعه فعالان حقوق بشر

گویانیوز

در تداوم بازداشت گسترده فعالان سياسی و مدنی در ايران، عبدالله مومنی بازداشت شد.

ساعات پايانی روزجاری نيروهای امنيتی با يورش به دفتر ستاد شهروند آزاد (مطالبه محوران حامی برنامه های مهدی کروبی) واقع در ميدان ونک، عبدالله مومنی مسئول اين ستاد و سخنگوی سازمان اداوار تحکيم وحدت را بازداشت کردند.

هويت و ارگان بازداشت کننده و محل انتقال و همچنين دلايل بازداشت آقای مومنی مشخص نيست اما محتمل است بازداشت اين فعال سياسی در تداوم روند گسترده بازداشت فعالان سياسی و مدنی سراسر کشور که با پايان انتخابات در ايران آغاز شده است باشد.

یک نظر بنویسید

نوشته‌های قدیمی‌تر »