آرشیو برای ژوئن 25, 2009

چرا “جمهوريت” پيش پای احمدی نژاد “قربانی” شد؟! نامه سرگشاده به آيت الله خامنه ای

بابک داد

اگر مداحّان تملق گوی قدرت، ذرّه ای از وجدان انسانی را در وجود شريف تان باقی گذاشته باشند، فقط ديدن همين صحنه ها کافی است تا پايان عمر استغفار کنيد. اگر حضرت ولی عصر (عج) که جنابعالی فرموديد جانتان را “برای اهدا به ايشان کف دست گرفته ايد!” ناظر و بيننده اين صحنه ها بوده باشد، وای بر شما که خود را نائب ايشان می دانيد و می پنداريد بايد حکومت را به ايشان تحويل دهيد! ايران
حضرت آيت الله خامنه ای!
با سلام
خطبه های نمازجمعه حضرتعالی، هرگونه اميدی را برای احقاق حق از «نامزد مورد ظلم واقع شده» و حفظ امانت مردم، تبديل به یأس کرد. از حکمت و ايمان و عدالتی که «شايسته و بايسته رهبری» يک نظام دينی است، بسيار بعيد بود تنها «يک روز» بعد از برگزاری انتخابات، نتيجه آن را عجولانه تأييد کنيد. به نامزدهای معترض اجازه ملاقات ندهيد. به اعتراضات آنها و مردم بی توجّه باشيد. در مقابل دستگيری نخبگانی که به قول شما «مرجعيتی» در ميان مردم دارند و شايد می توانستند در کنترل اوضاع کمک کنند، سکوت کرديد تا کار به جايی برسد که امروز رسيده است.

از يک رهبر دينی که بايد شرايط فوق العاده ای داشته باشد، اين تعجيل بعيد است که از فردای انتخابات و حتی قبل از پايان شمارش آراء، «نتيجه» آن را تأييد کنيد. و قبل از اتمام موعد قانونی ده روزه شورای نگهبان برای بررسی شکايات، در خطبه های نمازجمعه به طرفداری آشکار از «نامزد پيروز اعلام شده» بپردازيد و از نزديکی نظراتتان با ايشان سخن بگوييد. از «تدبيرهای بايسته» رهبر يک کشور بسيار بعيد بود نامزدهای معترض را «پيشاپيش» از هر اقدام قانونی نااميد کنيد و با بزرگنمايی فاصله يازده ميليونی دو نامزد، امکان هرگونه تقلبی را محال بدانيد و در عين حال، تظاهر بفرماييد که نامزدها اعتراضشان را قانونا” پيگيری کنند! جای تعجّب است که مردم معترض و نامزدهای مورد ظلم واقع شده را تهديد می فرماييد که مسئوليت عواقب وخيم اعتراضها بر عهده آنهاست. در حالی که نمونه «راهپيمايی سکوت» جمعيت ميليونی مردم تهران و «آرامش بی نظير» آنها را در روز دوشنبه ۲۵ خرداد ديده بوديد و بايد به نيروهای تحت امرتان هشدارهای لازمه را می داديد که با اين مردم نجيب، چنان وقيحانه و وحشيانه رفتار نکنند.

مردمی که به اعتراض پرداخته اند، از توهينی که به شعورشان و خيانتی که در رأی شان شده بود، عصبانی و خشمگين بودند. بايسته بود که شما با حکمتی پدرانه، چنان موضع مدبّرانه ای بگيريد که آبی باشد بر آتشی که «نيروهای تحت امرتان» در هفته قبل بر جان مردم انداخته بودند. اما شما برعکس، در نماز جمعه ۲۹ خرداد، «بنزين» بيشتری بر خصومتهای نيروهای تحت امرتان با مردم پاشيديد و مردم را هم عصبانی تر و نااميدتر کرديد. به جای آنکه نيروهای تحت امرتان از لباس شخصی ها و بسيج و نيروهای مسلح را توجيه کنيد، تا در اين به قول خودتان «بگومگوی خانوادگی» خويشتنداری برادرانه ای با هموطنان خودشان داشته باشند، با خبر مجعول کشتن يک بسيجی توسط معترضان، که صحت آن هيچ کجا تأييد نشده، بر آتش کينه توزی بسيجيان نسبت به خواهران و برادرانشان افزوديد. و سبُعيت آنها را از روز شنبه صدچندان کرديد. آيا اين است حکمت و مصلحت انديشی يک رهبر؟ آيا اين است موضع فراجناحی و پدرانه رهبری؟

مقام معظم رهبری!
معتمدترين و نزديکترين ياران امام خمينی (آقايان موسوی، کروبی، هاشمی رفسنجانی و…) بارها به شما گفتند گروهی به رهبری احمدی نژاد و فرزندتان «در پوشش انتخابات» در حال تدارک يک شبه کودتا هستند و خواهان «صيانت از آراء مردم» شدند. زعم و برداشت کسانی مانند ما «شهروندان درجه دو» اين بود که شما حداقلی از واقع بينی و حق مداری داريد که به هشدارهای مشفقانه آنها يا تحليلگران مستقل گوش فرا دهيد و نگذاريد اين «نامحرمان» به رأی مردم دست درازی کنند و جمهوريت نظام را به تاراج ببرند و ارزشهای مردمسالاری را نابود سازند و ياران امام خمينی را خانه نشين کنند. با اقدامات آنها و تأييدات جنابعالی، امروزه دايره نظام که بايد «هفتاد ميليون شهروند ايرانی» را در آن جای می داديد، به حدی تنگ شده (و شما تأييد فرموده ايد) تا کار به اينجا رسيده که خوديهای «مؤثر» نظام فعلی، افرادی هستند که بعضا” حتی امام خمينی را از نزديک هم نديده اند. چه رسد که با منويات و خصائل نيکوی آن بزرگمرد و «توجه شان به رأی مردم» کمترين آشنايی و پايبندی و نسبتی داشته باشند. نظام فعلی بايد از فرصت شايان اين انتخابات نهايت استفاده را می کرد و به سوی ارزشهای اصيل مردمسالاری بازگشت می کرد. آقای ميرحسين موسوی بهترين گزينه برای «رجوعی آميخته با تحول و نوانديشی» به ارزشهای اصيل انقلاب مانند عدالت و آزادی و ارزشهای ديگر بود. شما می توانستيد با بيطرفی و عدم جانبداری از يک نامزد خاص، بگذاريد روند انتخابات توسط نامزدها و رسانه ها به دقت رصد شود و هر کسی برگزيده می شد، بايسته بود شما به رأی مردم اعتماد می کرديد و احترام می گذاشتيد. در آن صورت بهترين فرصت را داشتيد تا محبوبيت از دست رفته تان را بازسازی کنيد. می توانستيد «امانت» جمهوری اسلامی را که از امام خمينی تحويل گرفته بوديد، به «نااهلان و نامحرمان» نسپاريد، اما در برابر خيانت در «امانت آراء مردم» سکوت تأييد آميز کرديد و در خطبه های نماز جمعه، با صراحت بيشتر و با «تهديد» فرموديد تا دنيا بشنود آخرين نشانه «جمهوريت» يعنی «رأی مردم» را پيش پای احمدی نژاد و ستاد کودتاچيان «قربانی» کرديد. آيا اينگونه از ما شهروندان و ارزشهايمان و حکومتی که به عنوان «امانت» از امام تحويل گرفتيد «پاسداری» کرديد؟ آيا اين است آئين امانتداری؟

حضرت آيت الله خامنه ای!
به جای آنکه دائما” خودتان را به عنوان ولی امر «مسلمين جهان» ببينيد، برای يک بار هم شده، لطفا” لحظه ای خودتان را به جای «پدر مستأصل» و وحشتزده آن دختر جوان (ندا) بگذاريد که با تير مستقيم به سينه اش، توسط نيروهای تحت امر جنابعالی، داشت جان می کند و دنيا وحشی گری نيروهای تحت امر شما را نظاره کرد و ديد. خودتان را به جای پدری بگذاريد که پسر جوانش در «بالکن منزل» هدف تير قرار گرفت و شهيد شد. به جای پدرانی که کبودی و جراحتهای بدن نازنين فرزندشان را می بينند و خشم شان و آه شان، دير يا زود دامان شما را خواهد گرفت. اگر مداحّان تملق گوی قدرت ، ذرّه ای از وجدان انسانی را در وجود شريفتان باقی گذاشته باشند، فقط ديدن همين صحنه ها کافی است تا پايان عمر استغفار کنيد. اگر حضرت ولی عصر(عج) که جنابعالی فرموديد جانتان را «برای اهدا به ايشان کف دست گرفته ايد!» ناظر و بيننده اين صحنه ها بوده باشد، وای بر شما که خود را نائب ايشان می دانيد و می پنداريد بايد حکومت را به ايشان تحويل دهيد! و وای بر همه کسانی که اين جنايات را ديدند و تأييد کردند و سکوت کردند و بدان رضايت دادند.

حضرت آيت الله خامنه ای!
من به عنوان يک شهروند درجه دو(!) يک نويسنده و ژورناليست و تحليل گر سياسی که همواره سعی کرده ام «بيطرف و مستقل» باشم، صادقانه اعلام می کنم در «عدالت» و «بيطرفی» شما که از شروط اصلی برای رهبری و ولايت و مرجعيت تقليد است، شک کرده ام و مخالف نظامی هستم که احمدی نژاد «نماد» آن باشد. البته جز قلم خود به ابزار ديگری برای بيان مخالفتم اعتقادی ندارم و با همين قلم، صادقانه اين مخالفتم را می گويم. يعنی در چارچوبهای قانونی موجود، مخالفتم را با اين خيانت آشکار به آرای مردم ابراز می کنم و اميدوارم نيروهای تحت امر حضرتعالی، کليه حقوق قانونی مرا به عنوان يک مخالف، محترم بدانند. من نه «براندازم» و نه «جاسوس» و «صهيونيست » و منافق و آمريکايی و انگليسی! به جز نگهداری از دو فرزندم و دلسوزی نسبت به سرنوشت آنها و سرنوشت ساير جوانها مثل آن دختر معصوم که سينه اش را با گلوله دريدند (ندا) من يک شهروند درجه دو «اما ناراضی و مخالف» هستم همواره نوشته ها و مصاحبه هايم حاوی خيرخواهی برای کشور و شفقت و دلسوزی نسبت به هموطنان و ملت بوده و هست. در جوانی به سهم خود هفت سال در جبهه های جنگ برای دفاع از خاک کشورم حضور داشته ام و امروز هم بدنبال دفاع از رأی مردم کشورم خود را متعهد می بينم. پس هرگز وصله های «نخ نمای دستگاههای امنيتی» شما را نمی شود به بنده حقير سنجاق نمود. لذا به عنوان يک مخالف که به جای تملق گويی، نظر مخالفش را بيان داشته، از شما توقع حداقلی از صبر و تحمل و از نيروهايتان توقع حداقلی از جوانمردی را دارم.

همينجا خواهش می کنم به مأموران تحت امر بفرماييد دست از آزار و شکنجه و بازداشت فعالان و تحليل گران و روزنامه نگاران و وبلاگ نويسها و مردمی که در اين اعتراضات دستگير شده اند، بردارند و بيش از اين، به سوی پروژه «نخ نمای» اعتراف گيری يا نادم سازی نروند. هر کسی گذارش به زندانهای شما افتاده باشد يا بيفتد، چنان «مهرورزی» می بيند که به هر چيزی(!) اعتراف خواهد کرد. دنيا که آن اعترافها و دشمن سازيهای نهادهای امنيتی نظام را باور نکرده و نمی کند. مردم هم اگر با ديدگاه حضرتعالی «هماهنگ» نباشند، «شأنی» ندارند تا نيازی به قانع شدن آنها باشد. و از ديدگاه نيروهای تحت امر شما «جواب هر سئوال مردم» را می شود با «گلوله» داد.اما آيا به عاقبت و مسئوليت اين جنايات که با اذن شما و مسئوليت جنابعالی صورت می گيرند، انديشه کرده ايد؟ مگر اين مردم چه می خواستند جز دانستن «سرنوشت» رأيی که داده بودند؟ چرا حق انسانی و شهروندی آنها را حتی در ظاهر هم مورد احترام قرار نداديد و اجازه داديد آنان را «مشتی خس و خاشاک» بخوانند؟ و مردم را به خاک و خون بکشند؟

ای کاش «عنصر خيرخواهی» را از لابلای نامه اين شهروند درجه دويتان(!) دريابيد و به حال پدران و مادران و بازماندگان کشته شدگان «ناشمرده و مخفی کرده» اين روزها همچون ندا، و ساير کشته شدگان مانند زهرا بنی يعقوب، اميدرضاميرصيافی، حسين حشمت ساران، زهرا کاظمی و بسياری ديگر فکر کنيد که بی هيچ جرمی، جان آنها را ظالمانه گرفتند و اين همه جنايات را با عنوان دفاع از «شأن ولايت» جنابعالی و با مسئوليت انسانی و دينی شما انجام داده و می دهند. نيورهای تحت امر شما از «خط قرمز» ناموس مردم يعنی «رأی» و «جان فرزندانشان» عبور کردند، انتظار نداشته باشيد خانواده ميليونی «ندا» از «خطوط قرمز» متعددی که برای مردم ترسيم کرده بوديد، عبور نکنند. هر چند هنوز اين مردم، فقط بدنبال سرنوشت رأی خود هستند و نه تغيير دادن شما يا خدای نکرده سرنگونی نظام. مردم فقط نمی خواهند ، فرد دروغگو و فريبکاری همچون احمدی نژاد «نماد» اين نظام باشد.اين حق طبيعی آنهاست. اما در کمال حيرت اين حق مردم ناديده گرفته شد و «رأی مردم» پيش پای احمدی نژاد قربانی شد!

مشفقانه می گويم اجازه ندهيد بعد از «جمهوريت» که پيش پای احمدی نژاد و يارانش قربانی شد، خدای نکرده هزينه های سنگين تری هم قربانی اين کوتوله های سياسی شود.

معتمدان شما بايد مخالفان اين خيانت بزرگ را به «واحد ميليونها نفر» محاسبه کنند و به جنابعالی گزارش بدهند، نه اينکه ميليونها مردمی را که شبها بر پشت بامها «الله اکبر» می گويند، «مُشتی خس و خاشاک» و اراذل و اوباش بخوانند و آنها را «حشره»هايی فرض کنند که می توانند با هلی کوپترها بر سرشان اسيد يا گازهای شيميايی بپاشند و از «حق خواهی» منصرفشان نمايند! اگر تاب تحمّل شهروندان دگرانديش يا مخالف را نداريد، لطف کنيد لطفا” «گذرنامه های ما را بدهيد!» تا از اين آب و خاک برويم! اما يقين داشته باشيد در آن صورت حکومت کردن بر يک کشور بدون وجود ميليونها شهروندش، حکومت لذتبخشی نخواهد بود و بدانيد:

«چنين که پرده دار به شمشير ميزند همه را
کسی مقيم حريم حرم نخواهد ماند.»

بابک داد
روزنامه نگار و نويسنده
۳ تير ۱۳۸۸
توجه: ترجمه اين مطب به زبانهای مختلفی که تسلط داريد و ارسال آن برای رسانه های معتبر و مقامات کشورهای مختلف محل زندگيتان، باعث «شنيده شدن» صدای مردم ما به جهان خواهد بود. هر ايرانی يک «رسانه» و يک «سفير» است.اين يادمان باشد.

(30) دیدگاه

از سرگیری اعتراضات در سطح تهران

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از تهران  تعداد زیادی از جمعیت  معترض برای گرامیداشت یاد جانباختۀ آزادی ندا آقا سلطان  با در دست داشتن شمع به سوی میدان جمهوری در حال حرکت هستند.
جمعیت معترض برای گرامیداشت جانباختن زنده یاد ندا آقا سلطانی با در دست داشتن شمع از خیابان جیحون شروع شده و از خیابان نواب به سمت میدان جههوری در حال حرکت هستند.این جمعیت که اکثرا از دختران جوان و خانم های تشکیل شده ساعاتی پیش آغاز و در حال گسترش می باشد . مغازه داران خیابانهای فوق با بستن فروشگاههای خود به جمعیت می پیوندند. و هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده می شود.جمعیت با روشن کردن شمع ها یاد و خاطرۀ زنده یاد ندا آقا سلطان را گرامی میدارند
نیروهای سرکوبگر سر تقاطع ها ایستاده اند ولی مردم بدون توجه به آنها و برخوردهای وحشیانه آنها  به حرکت خود ادامه میدهند.
موتورسوارهاو نیروهای سرکوبگر که با ماشینهای مملو از افراد گارد ویژه ،سپاه پاسداران ،بسیجی و لباس شخصیها با باطومهای خود آماده یورش به جمعیت هستند.
تا این لحظه هیچ گزارش از درگیری نرسیده است.

(2) دیدگاه

مسوول کمیته اطلاع رسانی و تبلیغات ستاد موسوی ممنوع الخروج شد

ابوالفضل فاتح، مسوول کمیته اطلاع رسانی و تبلیغات ستاد میرحسین موسوی ممنوع الخروج شد.
فاتح به دلیل پایان یافتن مرخصی تحصیلی اش از سایت قلم نیوز جدا شده و قصد عزیمت به انگلیس را داشت.
خبرگزاری فارس اعلام کرد، فاتح به دلیل اتفاقات اخیرو تحریك به تجمع‌های غیر قانونی توسط اطرافیان موسوی برای روشن شدن برخی موارد ممنوع الخروج شد.
ابوالفضل فاتح در دوران رياست جمهوری خاتمی رئيس خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) بود.

(2) دیدگاه

جبهه اصلاحات : ما تمامي دستگاه‌هاي مسوول در امر برگزاري انتخابات، از وزارت كشور و شوراي نگهبان گرفته تا صدا و سيما را عامل رويدادهاي فجيع و ناگوار اخير مي‌‌دانيم

ایلنا: شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات پيرامون حوادث بعد از انتخابات بيانيه‌اي صادر كرد.
به گزارش ايلنا، در بخشي از اين بيانيه خطاب به ملت ايران آمده است: ما آموخته‌ايم كه هميشه در شرايط سخت به خداوند توكل كنيم، با شما سخن بگوييم و در كنار شما باشيم و اكنون همان روز و همان شرايط است.
حماسه بزرگي كه شما در انتخابات 22 خرداد خلق كرديد، بي‌نياز از هر توصيفي است. آن مشاركت بي‌نظير در استفاده از حق تعيين سرنوشت را خاضعانه ارج مي‌نهيم و باري ديگر خداوند منان را شاكريم كه چنين آگاهي و بصيرتي به ملت ما عطا كرده و به ما توفيق داده است تا در چنين عصري در ميان شما زندگي كنيم.
در ادامه اين بيانيه آمده است: اما آنگونه كه ديديد و جهانيان هم نظاره كردند، عده‌اي بي‌اعتقاد به حقوق و موجوديت ملت، با آبروي نظام جمهوري اسلامي به‌عنوان يادگار خميني كبير، بازي كردند و راي و اراده ملت را به سخره گرفتند
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: ما احزاب و گروه‌هاي اصلاح‌طلب در اين هنگامه سخت و در اين كارزار نابرابر، اكنون و براي هميشه حمايت جدي، قاطع و مستمر خود از ديدگاه‌ها، مواضع و دغدغه‌هاي ملي و اسلامي جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي در خصوص شيوه ناصواب برگزاري انتخابات اخير را اعلام مي‌كنيم و بر حقانيت اعتراض پاي مي‌فشاريم و همچون خود او سخت بر اين باوريم كه بايد تا احقاق كامل حقوق تضييع شده مردم در گستره قانون، ايستادگي كرد.
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: ما تمامي دستگاه‌هاي مسوول در امر برگزاري انتخابات، از وزارت كشور و شوراي نگهبان گرفته تا صدا و سيما را عامل رويدادهاي فجيع و ناگوار اخير مي‌‌دانيم و از آنها مي‌خواهيم تا به‌جاي تهديد مكرر مردم و خط و نشان كشيدن براي شخصيت‌ها و احزاب سياسي و فعالان فرهنگي و اجتماعي به‌ويژه دانشجويان و جوانان، دست از توهين به غرور ملي ايرانيان بردارند تا آرامش از دست رفته مملكت بازگردد.
در ادامه اين بيانيه آمده است: ما به استناد اصل 27 قانون اساسي جمهوري اسلامي و در راستاي راهبرد مسالمت‌آميز و عاري از خشونت خود، براي چندمين بار از وزارت كشور، درخواست صدور مجوز قانوني برگزاري تجمع و يا راهپيمايي مي‌كنيم.

۱ دیدگاه

انتقال دو زخمی به زندان اوین مقاله يک روزنامه ژاپنی در مورد اتهامات ايران به کشورهای خارجی


انتقال دو زخمی به زندان اوین

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران  : دو شهروند معترض که در خشونت های اخیر زخمی شده بودند به زندان اوین منتقل شدند.
بنابر گزارشات دریافتی، کورش شهبازی و کریم باقرپور یزدی دو شهروند تهرانی که طی درگیریهای اخیر این شهر در هفته جاری زخمی شده بودند. روز گذشته از بیمارستان بقیع متعلق به سپاه پاسداران به زندان اوین منتقل شدند.
لازم به ذکر است به دلیل عدم اجازه تماس و ملاقات به این افراد از وضعیت جسمی حال حاضر آنان اطلاعی در دست نیست.
روزنامه ژاپنی: حکومت ایران با حمله به آمریکا و انگلیس، در تلاش برای منحرف کردن چشم ها از مسایل داخلی است

روزنامه ژاپنی یومیوری در چاپ روز پنجشنبه خود گزارش داد که حکومت ایران با حمله کردن به آمریکا و انگلیس و ایجاد یک جنگ روانی، تلاش می کند که چشم ها را از مسایل داخلی خود منحرف کند . به نوشته بزرگترین روزنامه ژاپن، به نظر می رسد که هدف حکومت ایران از این جنگ روانی بر علیه آمریکا و انگلیس این است که تشنج های داخلی را تقصیر کشورهای بیگانه انداخته و بدین وسیله کار سرکوب کردن تظاهرکنندگان توسط نیروهای خود را مشروعیت بخشد . یومیوری نوشت که اما این اقدام حکومت ایران سبب شدید شدن واکنش های کشورهای مربوطه شده و به نظر می رسد که این موضوع بر روی روابط ایران و کشورهای اروپایی و آمریکایی تاثیر بگذارد . یومیوری می نویسد : به نظر می رسد که حکومت ایران با انجام تظاهرات مصنوعی و سازماندهی شده دولتی در برابر سفارت انگلیس در تهران قصد دارد که احساسات مردم را بر علیه این کشور برانگیزد. یومیوری افزود که محصولی وزیر کشور ایران در همین راستا گفته است که بسیاری از تظاهرکنندگان با بیکانگان تماس دارند. این روزنامه ژاپنی نوشت که خامنه ای رهبر حکومت ایران گفته است که او در برابر تظاهرات و اعتراضات مردمی تسلیم نمی شود و این اعتراضات فراگیر را محکوم کرده است . یومیوری می نویسد که این سخنان رهبر دینی ایران نشان دهنده این است که حکومت این کشور راسخ است که اعتراضات مردمی را با زور سرکوب کند . یومیوری نوشت که نیروهای سپاه پاسداران و نیروهای بسیج در خیابانهای تهران مستقر شده و با حمله بوسیله میله های آهنی به مردم تلاش می کند که از برگزاری تظاهرات جلوگیری کنند.

۱ دیدگاه

مرکل از تظاهرات آرام و بررسی آرا در ایران حمایت کرد

دویچه وله

صدر اعظم آلمان از تظاهرکنندگان ایرانی حمایت کرد. آنگلا مرکل آزادی برپایی تظاهرات و بیان را ارزش‌هایی مهم شمرد و خواستار بررسی و رفع ابهامات انتخابات ریاست جمهوری ایران شد.

صدر اعظم آلمان روز پنج‌شنبه، ۲۵ ژوئن، در مراسم افتتاحیه‌ی کنفرانس اسلام در دفتر صدارت عظمی در برلین گفت: «آلمان در کنار کسانی ایستاده که می‌خواهند در ایران اعتراضات خود به نتایج انتخابات را در راه‌پیمایی‌های مسالمت‌‌آمیز بیان کنند».

مرکل تصریح کرد، وقتی در نتایج انتخابات ابهام وجود دارد، باید از آزادی برپایی تظاهرات برخوردار بود و نتایج را بررسی و بازبینی کرد.

صدر اعظم آلمان پیشتر نیز خواستار بازشماری آرا شده و اعلام کرده بود که از تظاهرکنندگان در تهران حمایت می‌کند.

روز جمعه، ۲۶ ژوئن، صدر اعظم آلمان با رئيس‌جمهور آمریکا، باراک اوباما در کاخ سفید واشنگتن دیدار و گفت‌وگو خواهد کرد.

مرکل اوضاع ایران را در دیدار در پیش خود با رئيس‌جمهور آمریکا نیز به بحث و بررسی خواهد گذاشت.

مبارزه با تغییرات جوی در گفت‌وگو با اوباما

صدر اعظم آلمان قصد دارد در دیدار خود با اوباما همچنین بر ضرورت مبارزه با تغییرات آب و هوایی تأکید کرده و آمریکا را ترغیب کند، در این مسیر گام بردارد. وی تلاش خواهد کرد تا موافقت آمریکا با اهداف الزام‌آور کنفرانس ‌آب و هوایی کپنهاگ و حمایت این کشور از پیمان جایگزین پروتکل کیوتو را به دست آورد.

بحران اقتصادی از دیگر محورهای بحث و گفت‌‌وگوی چهارمین دیدار دو سیاستمدار در یک سال گذشته خواهد بود.

مرکل پیش از آنکه راهی آمریکا شود به جلسه‌ی ماه سپتامبر سران “گروه بیست” در پیتس‌بورگ اشاره کرد و خواستار تدوین یک منشور جهانی برای برخورداری از اقتصادی باثبات شد. به گمان او، جهان باید از بحران جاری درسی درست بگیرد.

سیلویو برلوسکونی، رئيس‌جمهور ایتالیا، در دیداری که به تازگی از کاخ سفید انجام داده اعلام کرد، کشورش آماده‌ی پذیرش سه زندانی از زندانیان بازداشت‌گاه گوانتانامو است.

اما با توجه به اظهارات محافل دولتی آلمان، به نظر نمی‌رسد که صدر اعظم ‌آلمان در دیدار خود از واشنگتن آمادگی کشورش برای پذیرش زندانیان گوانتانامو را اعلام کند.

همچنین پیش‌بینی می‌شود که آمریکا نیز این موضوع را در این دیدار در اولویت قرار ندهد.

۱ دیدگاه

«نقطه‌ی کور این جریان، شخص رهبری است»

دویچه‌وله

۱۰ روز پس از آغاز ناآرامی‌ها در ایران، ملاقات گروهی از نمایندگان مجلس با موسوی و رفسنجانی این ظن را قوی کرد که در پشت پرده مذاکراتی در جریان است. حسین باستانی اما می‌گوید تا رهبر نخواهد هیچ مذاکره‌ای فایده نخواهد داشت.

حسین باستانی روزنامه‌نگار مقیم پاریس معتقد است اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای در نماز جمعه پس از انتخابات، نشان داد که این جناح به هیچ وجه قصد کوتاه آمدن ندارد. وی در عین حال می‌گوید موسوی نیز اهل مصالحه نیست و محال است که ریاست جمهوری احمدی نژاد را به رسمیت بشناسد.

دویچه‌وله: آقای باستانی روز چهارشنبه سوم تیرماه، گروهی از نمایندگان مجلس که آقای بروجردی رییس کمیسیون امنیت خارجی مجلس هم جزو آنها بوده، با آقای مهندس موسوی و آقای رفسنجانی دیدار داشتند. گفته می‌شود که در این ملاقات آقای موسوی و آقای رفسنجانی هر دو برای رفع اختلاف‌ها ابراز علاقه کرده‌اند. آیا این عملی است که این قضیه از طریق مذاکره حل بشود؟

حسین باستانی: اگر ما در نظام جمهوری اسلامی ایران جایگاه آقای خامنه‌ای را نادیده بگیریم، البته همه‌ی این امکانات وجود دارد. یا اگر مبنا براین باشد که حتا با جایگاه فعلی‌شان، ایشان دخالت خیلی مستقیمی در قضیه نکنند، بازهم تمام این امکاناتی که شما می‌گویید محتمل است. اما واقعیت این است که نوع دخالت ایشان در انتخابات ریاست جمهوری دهم به نحوی است که امکان مصالحه را خیلی بعید می‌کند. البته هیچ چیز در ایران غیرممکن نیست و برای این که به یاد بیاوریم چرا در ایران هیچ چیز غیرممکن نیست، کافی‌ست رجوع کنیم به تجریباتی که مربوط به همین انتخابات است که شاید واقعا در هر مرحله‌اش یک چیز غیرمنتظره‌ای رخ داد: قبل از انتخابات، در جریان انتخابات و بعد از انتخابات. واقعیت این است که آقای خامنه‌ای نکته‌ای را بیان کردند و روی آن پافشاری کردند که کار تمام دستگاه‌های حکومتی که احیانا بخواهند با مصالحه قضیه را حل بکنند، مشکل شده است. ایشان گفتند که مگر ممکن است نظام جمهوری اسلامی ایران یازده میلیون تقلب بکند! گفتند که شاید صدهزارتا، دویست‌هزارتا جابجایی رای ممکن باشد، ولی مگر می‌شود یازده میلیون جابجایی رای صورت گرفته باشد و تاکید کردند که نظام «اهل تقلب» نیست. خواسته‌ی آقای موسوی و بقیه هم که رسیدن به یک حد بینابین نیست، آنها صراحتا دارند می‌گویند اصولا جای فرد پیروز انتخابات و کاندیداهای بعدی عوض شده و این تقلب‌ها به اندازه‌ای بوده که در واقع احمدی‌نژاد نمی‌توانسته در حالت عادی رییس جمهور بشود و با تخلفات، ایشان را به این مقام رسانده‌اند. در یک چنین شرایطی این که این مذاکرات بتواند به گونه‌ای تاثیرگذار باشد که  در واقع نظام، یازده میلیون تخلف انتخاباتی را بپذیرد، این یک‌مقدار بعید است. مشخص است که در سطح حکومت، نگرانی‌های جدی وجود دارد. ما شاهد ابراز نگرانی‌ها و میل به مصالحه‌هایی هستیم که حتا بعضا از زبان شخصیت‌های ارشد محافظه‌کار بیان می‌شوند. مثل اظهارات چندی پیش آقای لاریجانی که گفتند ای کاش بعضی از اعضای شورای نگهبان قبل از انتخابات موضع‌گیری‌های انتخاباتی و سفرهای تبلیغاتی انتخاباتی به نفع آقای احمدی‌نژاد نمی‌کردند. یا صحبت‌های آقای باهنر یا بعضی از مقام‌های دیگری که ممکن است صراحتا نقشی در این تحولات نداشته باشند، ولی در جناح محافظه‌کار رده‌ی بالایی دارند. مثل صحبت‌های روز چهارشنبه آقای قالیباف و بعضی از شخصیت‌های روحانی محافظه‌کار و غیره و ذلک. منتها این میان همان طور که گفتم یک گره‌کور باقی می‌ماند و آن این که برفرض اگر شورای نگهبان هم میلی برای به رسمیت‌شناختن تقلبات انتخاباتی داشته باشد، که البته شورای نگهبانی که دبیرش آقای جنتی است و عضو عالی‌رتبه‌اش آقای محمد یزدی و بقیه‌ی ‌اعضایش هم مشخص است که گرایش سیاسی‌شان به کدام طرف است، بعید است که این شورای نگهبان میل داشته باشد این کار را بکند، ولی حتا اگر این میل وجود می‌داشت، با توجه به گفته‌های آقای خامنه‌ای، واقعا عقل بشری قد نمی‌دهد که چطور ممکن است این قضیه بتواند با مصالحه حل بشود.

ولی ملاقات روز چهارشنبه، اولین ملاقاتی بوده که بعد از آغاز این بحرانها از طرف یکسری از دولتمردان جمهوری اسلامی، نمایندگان مجلس، با آقای موسوی صورت گرفته است. این خودش نمی‌تواند نشان‌دهنده‌ی این باشد که حالا در ظاهر صحبت‌های آقای خامنه‌ای که شما به آن اشاره کردید مثل همیشه ممکن است فقط یک مصرف خاصی برای گروه خاصی داشته باشد ، ولی در پشت پرده واقعا امکان این هست که مصالحه‌ها و مذاکراتی در جریان باشد؟

اولا صحبت‌های آقای خامنه‌ای، مثلا صحبتی که دردفاع از دولت آقای احمدی‌نژاد داشتند، تصور من این نیست که اینها مصرف خاص یا مصرف سیاسی و تبلیغاتی داشته است. ایشان در واقع تنها مدافع کاملا موثر آقای احمدی‌نژاد در نظام جمهوری اسلامی بودند، در کنار سپاه پاسداران. و اگر خاطرتان باشد حتا خیلی تحلیل‌ها قبل از انتخابات از سوی تحلیلگرانی که خوشبین‌تر بودند بیان می‌شد که با اشاره به ضررهایی که آقای احمدی‌نژاد به نظام جمهوری اسلامی تحمیل کرده است، استدلال می‌کردند که شاید رهبری نخواهد خودش را هزینه‌ی انتخاب مجدد آقای احمدی‌نژاد بکند. حتا خیلی از تحلیگران بعضا معتبر، این تحلیل را عنوان می‌کردند که شاید انتخاب بعدی نظام، آقای موسوی باشد. به این خاطر که به شدت از گفتمان اصول‌گرایی دفاع می‌کند و در عین حال هزینه‌های آقای احمدی‌نژاد را هم ندارد. ولی چیزی که در عمل ثابت شد این بود که ابراز حمایت‌های پی‌درپی آقای خامنه‌ای از آقای احمدی‌نژاد فقط یک بحث تبلیغاتی نبود. ایشان درعمل ایستاد و شاهد این هم بودیم که واقعا بعد از انتخابات آمد و دو سه نوبت تاکید کرد، در حالی که هنوز حتا شورای نگهبانی که گرایش‌اش مشخص است نتیجه‌ی انتخابات را تایید نکره بود، ایشان دو سه بار آمد از آقای احمدی‌نژاد به‌عنوان رییس جمهور منتخب نام برد. حتا کار بررسی شکایات در شورای نگهبان را مشکل کرد و برایش حد مشخص کرد، و حدش این بود که نتیجه جابجا نشود با گفتن این که مگر می‌شود یازده میلیون تقلب رخ داده باشد. در نتیجه به نظر من کسانی از جناح محافظه‌کار هم که الان دارند سعی می‌کنند میانجیگری‌هایی انجام بدهند، اینها تصمیم‌گیرنده‌ی اصلی نیستند. اصل این است که آقای خامنه‌ای باید رضایت بدهد که خب خیلی سخت خواهد بود. البته غیرممکن نیست، ولی خیلی سخت خواهد بود.

مسئله‌ای که الان چند روزی است مطرح شده که قضیه‌ی انتخابات به مجمع تشخیص مصلحت سپرده بشود. روز چهارشنبه نمایندگان مجلس همزمان با آقای موسوی با آقای رفسنجانی هم دیدار داشتند. این قضیه هم به نظر شما الان تقریبا محال است یا این که ممکن است این اتفاق بیفتد؟

به نظر من خیلی دشوار است. توجه داشته باشید اولین کسی که این پیشنهاد را کرد آقای عبدالله نوری بود و شورای نگهبان یک موضع گرفت و نفس موضع‌گیری‌اش هم مهم بود چون داشت در مقابل پیشنهادی موضع می‌گرفت که اولین مطرح‌کننده‌اش یکی از شخصیت‌های اپوزیسیون نظام محسوب می‌شود و گفت احتیاجی به این بدعت‌ها نیست. ولی این که سرنوشت آقای احمدی‌نژاد بخواهد به شورایی ارجاع بشود که شخصیت‌تعیین‌کننده‌اش آقای هاشمی رفسنجانی‌ست، به نظر من خیلی به سختی ممکن است، احتمالش بسیار پایین است. بسیاری هم دارند میانجیگری می‌کنند اما باز فراموش نکنید که در مجلس بالاترین شخصیت، رییس مجلس است. اما بعد از این که آقای علی لاریجانی یکسری صحبت‌هایی کردند در خصوص این که ای‌کاش شورای نگهبان بی‌طرفی‌اش را حفظ کرده بود و جا دارد که اجازه داده بشود مردم اعتراضات مسالمت‌آمیزشان را بتوانند ابراز بکنند، ما شاهد بودیم که جناح طرفدار آقای احمدی‌نژاد در مجلس با صریح‌ترین و خشن‌ترین عبارات، آقای لاریجانی را هم مورد حمله قرار دادند و حتا گفتند در مورد شما نکاتی وجود دارد که بعدا افشا خواهیم کرد، شما دارید مجلس را به ستون پنجم دشمن تبدیل می‌کنید و یا تعبیراتی شبیه این.  چرا آنها دارند یک چنین حرفهایی را می‌زنند؟ چون احساس می‌کنند پشت‌شان گرم است. پشت‌شان به موضع‌گیری رهبری گرم است.  وقتی نمایندگانی مثل آقای رسایی، نماینده‌ی اولترا محافظه‌کار قم، به آقای لاریجانی حمله می‌کنند، باز به صحبت‌های رهبری ارجاع می‌دهند. می‌گویند ایشان گفتند که راه بررسی شکایت از طریق شورای نگهبان است و باید به اعتراضات خیابانی پاسخ داد و وقتی شما انتقاداتی ولو ظریف به شورای نگهبان مطرح می‌کنید و خواستار فراهم‌آمدن بستری برای اعتراضات مردمی به شیوه‌ی مسالمت‌آمیز می‌شوید، در واقع دارید مقابل رهبری می‌ایستید. به نظر من همه‌ی اینها باز ما را به یک نکته می‌رساند و آن موضع‌گیری شخص اول نظام جمهوری اسلامی ایران است که تا وقتی نخواهد در آن تغییری ایجاد شود، بقیه‌ی اجزای حکومت حتا بالاترین نهادهای محافظه‌کار نظام، در این میان کاره‌ای نخواهند بود.

پس آقای باستانی شما معتقد هستید که ملاقات دیروز نمایندگان مجلس با آقای موسوی بیشتر از آن که بخواهد معنای مصالحه و مذاکره بدهد، می‌تواند این معنی را داشته باشد که آقای موسوی را می‌خواهند راضی به کوتاه‌آمدن بکنند، درست است؟

خیلی از آنها ممکن است که چنین قصدی را داشته باشند. اقلیتی از آنها ممکن است نگرانی‌هایی فراتر داشته باشند. به هر حال می‌بینند شکافی که در داخل نظام افتاده بیشتر از هر زمانی هست و امیدوارند بتوانند این شکاف را ترمیم کنند. اما در این که آنها چقدر موثر باشند و چقدر بتوانند حرفشان را پیش ببرند، من خیلی مطمئن نیستم که چنین امکانی وجود داشته باشد. بله، معلوم است که خیلی‌ها دارند احساس خطر می‌کنند، خیلی‌ها دارند سعی می‌کنند امکان مصالحه را ایجاد بکنند. اما موضوعاتی وجود دارد که امکان مصالحه در آنها حداقل است. مثل این قضیه. یعنی در این قضیه یا نظام باید قبول کند که تقلب صورت گرفته است و به طرز بی‌سابقه‌ای هم صورت گرفته، یا باید زیربار آن نرود و آقای احمدی‌نژاد رییس جمهور باقی بماند. شق سومی وجود ندارد. مثل قضیه‌ی رد صلاحیت‌ها نیست. در قضیه رد صلاحیت‌ها، شورای نگهبان یکدفعه می‌آمد عده‌ی زیادی را فله‌ای رد صلاحیت می‌کرد، عده‌ای می‌آمدند میانجیگری می‌کردند و فرض محتمل، رسیدن به توافق بود. مثلا اگر شورای نگهبان آمده و از بین شخصیت‌های موثر سیاسی چهارصد نفر را رد صلاحیت کرده، صدتایشان را قبول کند، صدوپنجاه‌تاشان را رد بکند و یک حد وسطی به دست بیاید و انتخابات با حضور آنها برگزار بشود. این قضیه اخیر از آن زاویه نیست. یا باید این‌طرفی باشد، یا آن طرفی.

و به نظر شما این امکان وجود دارد که آقای موسوی کوتاه بیایند و تن به مصالحه بدهند؟

به نظر من یک درصد هم امکان ندارد. البته می‌توانند آقای موسوی را تحت فشار بگذارند به نحوی که صدایش به مردم نرسد. می‌توانند تحت حبس خانگی قرارش بدهند. حتا قطعا عده‌ای دارند بررسی می‌کنند که دستگیرش بکنند یا نکنند. ولی این که شما انتظار داشته باشید آقای موسوی به ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد تن بدهد یا به عبارت دیگر آن را به رسمیت بشناسد، به نظر من حتا یک درصد هم امکان ندارد.

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی

تحریریه: شیرین جزایری

۱ دیدگاه

نقشه نمایندگان طرفدار احمدی‌نژاد برای برکناری لاریجانی

دویچه‌وله

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، به خاطر اتخاد موضعی متعادل در برابر شرایط بحرانی فعلی، از سوی نمایندگان هوادار دولت احمدی‌نژاد به سختی زیر فشار قرار گرفته و تهدید به برکناری از مقام خود شده است.

“پارلمان نیوز” پایگاه اینترنتی مجلس شورای اسلامی ایران، روز پنجشنبه ۴ تیرماه به نقل از روزنامه اعتماد ملی نوشت: «سران فراکسیون انقلاب همچون روح‌الله حسینیان، مرتضی آقاتهرانی و حمید رسائی تصمیم دارند روز سه شنبه آینده، در دیدار با لاریجانی، ضمن طرح انتقادهای خود به او برای تغییر موضعش اولتیماتوم بدهند».

طرفداران احمدی‌نژاد در مجلس، به خاطر این که لاریجانی در اظهارات اخیرش نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری را به پرسش کشیده و شورای نگهبان را به صیانت از آرای مردم فراخوانده است، خشمگین هستند. به نوشته پارلمان نیوز، یکی از اعضای فراکسیون انقلاب گفته است که اگر لاریجانی به فعالیت‌های کمیته ویژه‌ای که برای بررسی حوادث اخیر تشکیل داده پایان ندهد، فراکسیون انقلاب طرح استیضاح و برکناری وی را از ریاست مجلس به جریان خواهد انداخت.

راهی برای اعمال فشار

به استناد ماده ۲۵ آئین‌نامه داخلی مجلس، هرگاه نمایندگان مجلس به نحوه انجام وظایف رئیس یا اعضای هیئت رئیسه اعتراض داشته باشند، می‌توانند درخواست برکناری آن‌ها را به یک کمیسیون ویژه بدهند. این درخواست باید به امضای ۲۵ نماینده مجلس رسیده باشد.

علی لاریجانی، در ماه‌های گذشته یکی از منتقدان مهم سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد بوده است. وی ابتدا به لایحه بودجه احمدی‌نژاد انتقاد کرد و طرح هدفمند کردن یارانه‌ها را از آن زدود، سپس نامه‌هائی در اعتراض به قانون شکنی‌های دولت به احمدی‌نژاد نوشت و سرانجام  در آستانه انتخابات ریاست‌جمهور حاضر نشد از وی پشتیبانی کند. لاریجانی، پس از برگزاری انتخابات نیز، هنگامی که سرکوب معترضان آغاز شد، خواستار رسیدگی جدی به شکایات نامزدها و محترم شمردن آرای مردم شد. در این موضع‌گیری، لاریجانی در میان اصول‌گرایان تنها نبود، محسن قالی‌باف، شهردار اصولگرای تهران نیز، اعلام کرد که باید به اعتراضات مردم رسیدگی کرد و مشکل با اعمال زور حل نمی‌شود.

سرنوشت کمیسیون تحقیق لاریجانی

پس از حمله به دانشگاه و خوابگاه دانشجویان، که بعدا دامنه آن به تمام خیابان‌ها کشیده شد، لاریجانی کمیته ویژه‌ای برای تحقیق پیرامون این حوادث تشکیل داد. این اقدام نیز، یکی دیگر از دلایل خشم نمایندگان تندروی مجلس با لاریجانی است. پارلمان نیوز، به نقل از کوچک زاده که به فراکسیون طرفدار احمدی‌نژاد وابسته است نوشت: «مسیر قانونی برای شکل‌گیری کمیته تحقیق طی نشده و البته نتایج تحقیق این کمیته هم به درد خود لاریجانی می‌خورد!». وی افزود: «تاکید می‌کنم، مواضعی که لاریجانی در خصوص مسائل اخیر بیان می‌کند، مواضع شخصی خودش است و ربطی به مجلس ندارد».

در جلسه علنی روز چهارشنبه مجلس، رسایی، عضو فراکسیون طرفدار احمدی‌نژاد لاریجانی را به خاطر مواضعش به شدت مورد حمله قرار داد، تا جائی که محمد رضا باهنر نایب رئیس اول مجلس مجبور شد پس از چندبار تذکر نسبت به اتمام وقت میکروفون او را قطع کند.

غیبت در ضیافت شام احمدی‌نژاد

علی لاریجانی، سه شنبه شب (دوم تیر) در ضیافت شامی هم که احمدی‌نژاد به مناسبت پیروزی خود برپا کرده بود شرکت نکرد. احمدی‌نژاد، همه نمایندگان مجلس را، به این ضیافت پرهزینه دعوت کرده بود. اما تنها ۱۰۵ نماینده حضور داشتند. علی لاریجانی، محمدرضا باهنر، احمد توکلی و غلامعلی حداد عادل از جمله چهره‌های شاخصی بودند که از شرکت در این ضیافت خودداری ورزیدند.

در کنار تهدیدهای فراکسیون طرفدار احمدی‌نژاد، روزنامه “وطن امروز” نیز، که از دولت پشتیبانی می‌کند، در مقاله‌ای با عنوان “کارگردان و نقش‌های انتخاباتی” لاریجانی را به همراهی با رفسنجانی و رفتن به اردوگاهی دیگر متهم کرد.

نویسنده: جواد طالعی

تحریریه: شیرین جزایری

یک نظر بنویسید

اطلاعیه‌ی بازاریان تبریز

انالله واناالیه راجعون

ملت شریف وتاریخ ساز آذربایجان”فرزندان غیورستارخان خیابانی ومجتهدشهید آیت الله العظمی شریعتمداری اکنون که جان ومال وناموس مسلمین پامال چکمه پوشان لبنان وفلسطین شده وزنان وکودکان برحق ایران درمقابل باتومها ومسلسلهای یک یهودی زاده بی نصب بنام احمدی نژادقتل عام میشوند با فتوای امروز آیت ..العظمی منتظری حجت برمردم آذربایجان نیز اتمام وبراساس مصالح ملیه وشرعیه به قیام طرفداران حق میپیوندیم وبنابر عرف صنوف امشب فضای آذربایجان را با الله اکبرشبانه معطر وروز پنجشنبه چهارتیرماه نیز درعزای ملی با اعتصاب وبستن بازار وکسب پرچمهای سیاه حسینی بر سر در مغازه ها می آویزیم /نصرمن الله وفتح قریب /بازاریان تبریز/.

(8) دیدگاه

شرح ماجرای حمله به دفتر روزنامه «کلمه سبز»

سایت کلمه: این روزها رسانه‌های دولتی دست اندرکاران پروژة «دیگر» سازی منتقدان نتایج ریاست جمهوری و در رأس آنها، آقای مهندس موسوی هستند. یکی از قطعات این پروژه، تبدیل قضیة اشغال دفتر روزنامة کلمة سبز در میدان هفتم تیر است که با ذوق زدگی فراوان، از آن به عنوان کشف یکی از ستادهای بحران ساز نام برده می شود. هرچند مردم آگاه ایران با اینگونه شگردها به اندازه ي کافی آشنا هستند، اما دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی(فرزند شهید بهشتی) از سردبیران روزنامه کلمه سبز گزارش کاملی از آنچه در روز دوشنبه گذشته اتفاق افتاد ارائه کردند که پیش روی شما است:

بعد از ظهر روز دوشنبه 1/4/88 بخشی از کارکنان روزنامة کلمة سبز برای دریافت دستمزد و نیز برنامه ریزی برای راه اندازی مجدد، در دفتر روزنامه واقع در میدان هفتم تیرماه حضور یافتند. عده ای از افراد با لباس شخصی به نگهبانی دستور باز کردن درهای ساختمان می دهند که وی مطابق دستورالعمل مدیریت ساختمان و بر اساس هشدارهای شورای امنیت کشور مبنی بر احتمال حمله ی آشوب طلبان، امتناع کرده و موضوع را به مدیریت اطلاع می دهد. معاون سردبیر برای اداره ی مسأله به نگهبانی رفته و از آن افراد که ادعا می کردند از از طرف پلیس امنیتی آمده اند می خواهد تا حکم ورود و بازرسی را نشان دهند که با امتناع افراد مذکور مواجه می شود. سرانجام گروه مذکور با شکستن حفاظ در وارد ساختمان شده و ضمن حبس کارکنان در اتاق های کارشان، به تفتیش مکان می پردازند. در این اثنا اینجانب از وضعیت مطلع شده و به دفتر روزنامه رفته و از سرگروه مربوطه علت امر را جویا شدم. به ادعای ایشان گزارش شده بود که از بالای ساختمان برخی از افراد مشغول گرفتن عکس از میدان مملو از نیروهای امنیتی و نیز گروه هایی از مردم معترض بوده اند. همچنین، بنا بر گزارش یکی از همسایگان، دو نفر از پشت ساختمان و از طریق حیاط منزل مجاور گریخته اند که بعدا معلوم شد نگهبان و پیک روزنامه بوده اند که دچار وحشت شده و اقدام به فرار نموده اند. به هنگام مذاکره با گروه تفتیش متوجه شدم که به علت وجود تصاویر آقای موسوی بر روی تابلوهای اعلانات که از روزهای قبل از تعطیلی روزنامه باقیمانده بود، دارای این تصور بودند که گویی مکان مذکور ستاد مخفی هدایت تظاهرات خیابانی است و افراد حاضر در آن هم از اعضای فعال آن ستاد است. توضیح داده شد که همانطور که تابلوی بزرگ سردر ساختمان نشان می دهد، مکان متعلق به دفتر روزنامه کلمه سبز است. متأسفانه با وجود رفتار مؤدبانه سرگروه مذکور و توضیحات لازم، کلیه رایانه ها، لوح های فشرده و اوراق جمع آوری شد و کارکنان روزنامه بازداشت و با ون به مقر پلیس منتقل گشتند. این کل داستانی است که آشوب طلبان واقعی مستقر در روزنامه های دولتی با آب و تاب به عنوان کشف کانون فتنه از آن نام می برند. ملت شریف و بزرگوار ایران اما، بخوبی از مسیر حوادث آگاه است و تسلیم اینگونه جوسازی ها نخواهد شد. در این میان، کسانی که مردم را هیچ می انگارند در تارهای انگاره های خود گرفتارند. آیا روزی بیدار خواهند شد؟

یک نظر بنویسید

نوشته‌های قدیمی‌تر »