محاکمه پزشکان در دادگاه ویژه روحانیت!


وبلاگ مهدی خزعلی : امروز مرا به دادگاه ویژه روحانیت احزار کرده اند ، نمی دانم در من چه روحانیتی دیده اند! هرچه می گویم جسمانی ام باور نمی کنند! گیرم که روحانی باشم ، “آخوند” نیستم و هرگز ملبس به جامه روحانیت نبوده ام ، حتی برای لحظه ای این لباس را به تن نکرده ام ، علی ایهاالحال فردا 8صبح بایستی به دادسرای ویژه روحانیت بروم.
اگر فردا برایم قرار وثیقه صادر کنند ، خانه و محل کارم اجاره ایست ، سندی ندارم که بسپارم ، از پدر و خواهران هم به دلایلی تقاضا نخواهم کرد (شاید دلیل آن را روزی بگویم!) فقط می مانند مردمی که برای آزادی آنان سخن گفته ام.
هرکس می تواند سندی به عنوان ضمانت این سرباز کوچک ملت بیاورد ، فردا در دادسرای ویژه روحانیت چشم انتظار اویم.
آدرس: مقدس اردبیلی – جنب فرماندهی شمیرانات – دادسرای ویژه روحانیت    ساعت 8 صبح

تا کنون 6 نظر داده شده »

  1. ایرانی گفت

    کم مانده بنویسد: ” از کمک سبزتان سپاسگزارم” امید که در پس پرده بازی های پنهان نباسشد!!!

  2. حمیدرضا گفت

    سلام.یک دعوت نامه بالاترین برام ارسال کنید987mmm@gmail.com

  3. كيميا گفت

    كاش ميتونستم كمكي بكنم.مهدي خزعلي ادم درستكاريه.هر كي ميتونه كمك كنه .اين كمك واقعا”سبزه…

  4. nobody گفت

    کاش مس توانستم کمکی بکنم به وطن بیچاره ام…کمکی به هم وطنان دردمندم…دوستان منترس این است که آقایان صاحب قدرت سرشان خلوت شود و نشانمان دهند که مخالفت با آنها یعنی چه؟!!!
    کاش کوتاه نیاییم…کاش رهبر مان کاری بکند…هزاران کاش دیگر…
    تازه فهمیده ام که یاران حسین با اینکه می دانستند کشته میشوند و ماندند با او چقدر بزرگ بوده اند…اینبار عاشورا طور دیگری خواهم بود….
    و فهمیده ام اگر من و بسیاری از ما آنجا بودیم ،حسین را تنها میگذاشتیم و کوفیان چه بیچاره بودند…!
    کاش حداقل ب سپاه یزید نپیوندیم…!

  5. arash گفت

    در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
    کسی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

    شب است و چهره میهن سیاه نشستن در سیاهی ها گناه
    تفنگم را بده تا ره بجویم که هرکه عاشقه پایش به راه
    برادر نوجونه برادر غرق خونه برادر کاکلش آتشفشونه
    تو که با عاشقان درد آشنایی تو که همرزم و هم زنجیر مایی
    ببین خون عزیزان را به دیوار بزن شیپور صبح روشنایی
    برادر نوجونه برادر غرق خونه برادر کاکلش آتشفشونه
    شب و درریای خوف انگیز و طوفان من و اندیشه های پاک پویان
    برایم خلعت و خنجر بیاور که خون می بارد از دلهای سوزان
    برادر نوجونه برادر غرق خونه برادر کاکلش آتشفشونه

    بپا خیز که نوبت خروش کاوه آهنگر است

  6. ghazal گفت

    cheghad delam gerefteeee cheghad khaste am az in mamlekate nekbat ke mardomesh hata ba shak be ham negah mikonan .tamame tehran to bohd be sar mibaran.tamame fazaaaa gham aludasss.har roz too khune ha faghat akhbaro geryas.doa konin baraye ma ke toO in mamlekat gir oftadim.toro khoda vasamun doa konin,tamame javoonimuno be kesafat keshundan.tamame javunaro koshtan.khoda nagzare azaton.khodaya komak kon khodaaaaaaaaaaaaaaa

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید